![]() |
![]() |
|
| شعر |
|
امروز من فارغ التحصیل میشم. چقدر دلم تنگ میشه برای دانشکده برای بچه ها. فکر کنم از مهر ماه هم باید برم برای طرح. هنوز معلوم نیست کجا بیوفتم. دلم گرفته... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهاردهم تیر 1386ساعت 10:24 قبل از ظهر توسط لیلي مرسلی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
اندوهی دلگیر میشود خشم
آنجا که خستگی در گلوگاه فریاد بغض میکند چقدر دوری تنهاترین ستاره من در غربت بی انتهای شب چقدر تنهائی زیباترین پرنده من در امتناع تلخ قفس چقدر زیبائی رساترین ترانه من در بهت سکوت تماشا خشمی خروشان میشود اندوه ... آنجا که التهاب عمیق نوازش طرد میشود |
|
RSS
|