![]() |
![]() |
|
| شعر |
|
به نام یکتا اهورا مزدا نمی دونم سراینده ی این اشعار چه کسانی هستند من که خوشم اومد امیدوارم بقیه هم خوششون بیاد . راستی اگه شما شاعران این شعر ها رو میشناسین ممنون میشم به من هم بگین. موفق باشید و پیروز
۱ گفتي بمان ، مي خواستم اما نمي شد
۲ رها کن که در چنگ طوفان بميرم
۳ در خطة خونتان خدا يعني عشق
۴ در كوچة عاشقي شبي را سر كن!
۵ نگو بار گران بوديم و رفتيم
۶ ما بيم و صداقت و صفاي خودمان
۷ به شرجي ترين سايه مي بارمت
۸ دريادلان بهانه ساحل گرفته اند
۹ تو لغت نامه نوشتن که کلک يعني يه قايق
۱۰ از دست تو رنجيدم و چيزي نگفتم
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1385ساعت 12:10 بعد از ظهر توسط لیلي مرسلی |
|
|
نه آدمم نه گنجشک اتفاقی کوچکم هربار می افتم دو تکه میشوم نیمی را باد می برد نیمی را مردی که نمیشناسم ... گراناز موسوی
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و دوم خرداد 1385ساعت 1:27 بعد از ظهر توسط لیلي مرسلی |
|
|
به نام اهورای لبخند ها
این هم به بیاد دوم خرداد....
چشم مخصوص تماشاست اگر بگذارند و تماشای تو زیباست اگر بگذارند من از اظهار نظر های دلم فهمیدم عشق هم صاحب فتواست اگر بگذارند سند عقل مشاعی است همه می دانند عشق اما فقط از ماست اگر بگذارند غضب آلوده نگاهم نکنید ای مردم دل من مال شما هاست اگر بگذارند روستا زاده ام و سبز تر از برگ درخت سینه ام وسعت دریاست اگر بگذارند دل آواره ی من اینهمه بیهوده مگرد خانه ی دوست همین جاست اگر بگذارند.... فکر کنم سراینده ی این شعر آقای محمود اکرامی باشه اگه اشتباه نکرده باشم.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوم خرداد 1385ساعت 1:54 بعد از ظهر توسط لیلي مرسلی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
اندوهی دلگیر میشود خشم
آنجا که خستگی در گلوگاه فریاد بغض میکند چقدر دوری تنهاترین ستاره من در غربت بی انتهای شب چقدر تنهائی زیباترین پرنده من در امتناع تلخ قفس چقدر زیبائی رساترین ترانه من در بهت سکوت تماشا خشمی خروشان میشود اندوه ... آنجا که التهاب عمیق نوازش طرد میشود |
|
RSS
|