![]() |
![]() |
|
| شعر |
|
سلام هر سال توی این روز خیلی هیجان داشتم خیلی خوشحال بودم و حسی که داشتم واسم قشنگ بود ولی امسال روز تولدم جذابیت سالهای قبل و نداره و من دلیلش رو نمیدونم . خیلی دوست داشتم که یه شعر یا غزل تازه واسه ی روز تولدم داشته باشم ولی حیف ... به زودی میام با دست پر ... لیلی مرسلی هفدهم دی ماه هشتاد و چهار خورشیدی |
|
+ نوشته شده در
شنبه هفدهم دی 1384ساعت 12:17 بعد از ظهر توسط لیلي مرسلی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
اندوهی دلگیر میشود خشم
آنجا که خستگی در گلوگاه فریاد بغض میکند چقدر دوری تنهاترین ستاره من در غربت بی انتهای شب چقدر تنهائی زیباترین پرنده من در امتناع تلخ قفس چقدر زیبائی رساترین ترانه من در بهت سکوت تماشا خشمی خروشان میشود اندوه ... آنجا که التهاب عمیق نوازش طرد میشود |
|
RSS
|