![]() |
![]() |
|
| شعر |
|
سلام دوستان
از اينکه مدتي بلاگ به روز نشده بود معذرت مي خوام .از همه ي عزيزاني که نسبت به من محبت داشتن تشکر ميکنم . اين شعر که يکي از شعر هاي قديمي خودم هست رو تقديمتون ميکنم و قول ميدم که بتونم زود به زود شعر هاي جديدي رو بزنم . ....::::ليلا مرسلي دوازدهم ارديبهشت ماه خورشيدي::::.... هواي شرجي و گرما و عصر روز بهاري و آسمان جنوبي صداي سار و قناري نه باد ميوزد و نه دلم گرفته از اينجا فقط به فکر عبورم فقط به فکر فراري ازين سکوت رسيده و اين غريبي هبهم ازين هميشه همينطور و قصه هاي شعاري ولي چه ساکت و سردم چقدر خسته و و دلخوشم به سرودن به نغمه هاي سه تاري به لحظه هاي نشستن کنار بغض شکسته به اين که ميشوم از لابه لاي خاطره جاري هواي شرجي و گرما ، غروب روز بهاري خيال بافي ممتد ، پناه گاه اجاري . ********************************************************************** سلام دوستان از محبتهاتون ممنون ، ميخوام اين بلاگ جايي باشه که همه بتونن شعر هاي قشنگشون رو بنويسن و من واقعا خوشحال ميشم که اشعار زيباي باقي دوستان رو بخونم . شعر زير رو هم تقديمتون ميکنم ، به اميد اينکه شما هم آثار تون رو بنويسين . ....::::: ليلا مرسلي هجدهم ارديبهشت ماه خورشيدي :::::.....
يک مرد مثل يک شبه دربدر گذشت
چيزي نگفت داد نزد صحبتي نکرد
عشقي سرود با همه ي واژه هاي باد
از من گذشت از من و اين لکنت بنفش
من بيشتر براي نماندن دلم گرفت
*******
بادي وزيد باز دوباره تمام شب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هجدهم اردیبهشت 1384ساعت 1:31 بعد از ظهر توسط لیلي مرسلی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
اندوهی دلگیر میشود خشم
آنجا که خستگی در گلوگاه فریاد بغض میکند چقدر دوری تنهاترین ستاره من در غربت بی انتهای شب چقدر تنهائی زیباترین پرنده من در امتناع تلخ قفس چقدر زیبائی رساترین ترانه من در بهت سکوت تماشا خشمی خروشان میشود اندوه ... آنجا که التهاب عمیق نوازش طرد میشود |
|
RSS
|